میم…


(C) Copyright ganjafeh.wordpress.com

(C) Copyright ganjafeh.wordpress.com

«م » رو دورادور می شناختم، کمی هم ازش خوشم میومد. به دلایل مختلف ولی هیچ وقت به مخیله ام هم خطور نمی کرد که روزی بخوام بهش نزدیک بشم. تا اینکه به شکلی خیلی اتفاقی سر مسیر هم قرار گرفتیم.  خیلی از اونی که فکر میکردم بهتر بود و تقریبا از همه چیزش خوشم می اومد. وقتی بهش پیشنهاد دوستی دادم خیلی ساده و سرخوشانه  قبول نکرد و به چشم های اشکبارم خندید. بیماری صعب العلاج پدر و نگهداری از اون دلیلش بود برای اینکه از دست من راحت بشه. من اما ول نکردم  و هر چند وقت یکبار درخواستم رو تکرار می کردم. نهایت تلاشم این شد که بشیم دو تا دوست همینطوری ..یعنی البته دقیقا همون چیزی که اون از روز اول خواسته بود. خیلی به پدرش وابسته بود و من از اینکه گاهی ته دلم آرزوی مرگ پدرش رو میکردم حسابی پیش خودم شرمسار .. ولی نفس ام حضور شخص سومی را بین من و او بر نمی تابید.بعضی اوقات بیرونی میرفتیم و گپی میزدیم. صحبتها اما بیشتر حول بیماری پدر و مسائل کاری بود.

زمان کم کم میگذشت، حدود دو سال،  و «م» برای من کمرنگ تر میشد. آنکه جلوی دیده نبود کم کم داشت از دل هم میرفت.

«م» از آنطرف گاه و بیگاه تمایلش به تعمیق رابطه را نشان میداد اما من که احساس م رو به سردی میرفت سیگنالهایش را به عمد بی پاسخ میگذاشتم.

تا چند روز پیش که روی صفحه گوشی پیام اش را دیدم:

«بابای نازنین ام مرد»

انبوهی از احساسات متناقض به سرم ریخت. ولی بیشتر از همه تاسف بود. تاسف برای ته مانده جوانی دختری که فدای عشق و احساس وظیفه  به پدری که هرگز خوب نمیشد شد.

چند روز طول کشید تا بتونم شماره اش را بگیرم. صداش هنوز لرزان و ناراحت بود و در همان جملات اول بغضش ترکید. مذبوحانه سعی میکنم از گفتن جملات کلیشه ای خودداری کنم ولی نتیجه فقط سکوت طولانی من و هق هق  «م» میشه.

کمی که آروم میشه شروع به صحبت میکنه و من هم گوش میدم و گاهی تایید میکنم و با خودکاری که توی دستمه خط های بی ربط روی کاغذ زیر دستم میکشم. از این که حرفی برای زدن ندارم معذبم و در صدد فرصتی هستم که گوشی را قطع کنم. فرصت پیش میاد با خداحافظی مختصری گوشی را میگذارم.

خط خطی ها زیر دستم نمدار می شن

Advertisements

نظر شما چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s