بدحالی های بعد از خرخوانی


من از عبارت «شاید بتوان گفت…» که در متون اکادمیک و علمی بسیار فراوان بکار برده میشه نفرت دارم. خوب بیشعور!!  تو که انقدر به حرف خودت اطمینان نداری که با قطعیت بگی اش غلط میکنی میری کتاب در موردش مینویسی.. اصلا پس فرق تو که نوشتیش با ما که میخونیمش چیه؟ جز اینکه ما از راهی غیر از فروختن تردید هایمان کسب روزی میکنیم..

پی نوشت : من از کتابها و مقالاتی هم که پر از ارجاع به مطالب و مقالات و اظهار نظر های نویسندگان دیگر است نفرت دارم. خوب حمال! 50 صفحه نوشتی 49 صفحه اش شده اسم این و اون؛ خوب کتاب خریدیم یه چیزی یاد بگیریم نه اسم برا توله سگمون انتخاب کنیم که…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بدحالی های بعد از خرخوانی

  1. واى خدا چقدر قشنگ و جالب بود اين نوشته!! خيلى زياد خوشم اومد معلومه كه مسغول درس خوندنى و كلى عصبانى و خيلى هم زيبا اينجا نشونش دادى،
    ولشون كن همشون الاغ و نفهمن 🙂

  2. شاید بتوان گفت که حق با شماست. 😀
    از این که بگذریم، من هم مثل شما از کتابها و مقالاتی که پر از ارجاع به مطالب و مقالات و اظهار نظرهای نویسندگان دیگر است نفرت دارم.

نظر شما چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s