تلاش برای کشتن زنی که کشتنی نیست- قسمت اول


1

عهد کردم که نبندم به تو دل دیگر من

نزار قبانیعهد اما ز توان من و دل خارج بود

عهد کردم که دگر باز نگردم سویت

عهد کردم ندهم جان ز هوای رویت

عهد کردم بکشم دامن از این موج مصیبت به کنار

عهد کردم صد بار

و شکستم صدبار

2

عهد و پیمان من از حد خودم افزون بود

بامدادان چه حکایت کنند ارباب جراید اینبار؟

می نویسند که مجنون شده بود

یا که دردش ز حد افزون شده بود

عهد کردم که نباشم بی تاب،

بودم اما بودم

شعر نسرایم از آن چشم خراب،

و سرودم هر دم

عهد کردم

صد بار و سپس

زین همه لاف و همه عهد گزاف

من به خود خندیدم

3

عهد کردم چو کنی از نظر دیده گذر

سحر گیسوی ترا

که فکندست چو شب بر معبرهیچ بیانگارم من

و کشیدم فریاد!

عهد کردم ندهم راه به چشمان تو گرگاه مرا

سوی خود خواند نگاهی آشنا

عهد کردم ولی آنگاه که دیدم بارید

اختر از گوشه چشمان تو هق هق کردم

طاقتم طاق شد از اشک تو و  دق کردم

عهد کردم ننویسم به تو این شرح فراق

و چو جایی بنمایی ننمایم رویی

پر شد از نامه صندوق تو هر هفته و من چون  یعقوب

بوی پیراهن خوشبوی تو را

جستم از هر کویی

عهد کردم که دل از عشق تو خالی بکنم

چه گزاف است چنین عهد که با خود بستم

به دروغ از سر صدقم به تو من گاه سخنها گفتم

و چه بهتر ز سر صدق نبود آنچه که من می گفتم

4
عهد کردم که فرو ریزم و بر باد دهم

انچه مانده است بجا پشت سرم

عهد کردم بکشم هر چه زن هست

و به تو با غضب و سخت دلی

از در جنگ و جدل در آیم

ولی آنگاه که دستت بالا

به نشان دادن تسلیم ورضا شد

خجل از خویش شدم

عهد کردم صدبار

و این همه عهد که کردم شد محو

همچو دودی به هوا

5

عهد کردم به تو زنگی نزنم هیچ شبی

و چو بیمار شوی دل نگرانت نشوم

نفرستم به در منزل تو دسته گلی من هرگز

و دگر بوسه به دستان لطیفت نزنم

و به رغم میلم

نیمه شب منزلتان زنگ زدم

و چو بیمار شدی

دور بالین تو را غرق گل رز کردم

و به پیشانی تو تا صبح سحر بوسه زدم

عهد کردم

صد بار و سپس

زین همه لاف و همه عهد گزاف

.من به خود خندیدم

لینک متن اصلی شعر به زبان عربی

لینک ترجمه دیگری از همین شعر

Advertisements

یک دیدگاه برای ”تلاش برای کشتن زنی که کشتنی نیست- قسمت اول

  1. من این شعر رو خیلی دوست داشتم. شاید چون با این نوع عهد بستن و شکستن آشنام. من عربیم خوب نیست و نمی دونم چقدر به اصل شعر نزدیک بوده این ترجمه ولی لحن آشنایی داشت که دوسش داشتم.
    اما در مورد اینکه چقدر می شه به اصل تالیف در ترجمه نزدیک شد، داستان همون فیلم مشهور کورو ساواست که ماجرایی رو از دید چند نفر نگاه کرده بود.
    ما حتا اگه یه شعر به زبان فارسی رو در دو موقعیت مختلف بخونیم تاثیری که ازش می گیریم متفاوته چه برسه به شعری به زبان دیگه و تنوع برداشت هایی که هر لغت در بازه ی فرهنگی خودش داره.
    ممنون از ترجمه ی این شعر زیبا.

      • اونم خوندم.
        🙂
        شعر این صفحه آهنگین تر بود و به دلیلی که نمی دونم چیه برام آشنا تر. اونم البته ترجمه خوبی بود و به دلم نشست.
        منتظر بقیه ش هستم.

  2. به نظرم ترجمه شعری خیلی زیباتر ازلینک دیگر است آنقدر با احساس ترجمه شده که انگار خودت شعر را گفتی اما جاهایی که به نظرم جای ویرایش داره :
    عهد کردم چو کنی از نظر دیده گذر
    سحر گیسوی ترا

    که فکندست چو شب بر معبرهیچ بیانگارم من

    عهد کردم ندهم راه به چشمان تو گرگاه مرا

    سوی خود خواند نگاهی آشنا

    پر شد از نامه صندوق تو و این یعقوب

    و شکر که دروغ می گفتم…

    عهد کردم بکشم هر چه زن هست

    ولی آنگاه که دستت بالا

    به نشان دادن تسلیم ورضا شد

    و این همه عهد که کردم شد محو

  3. بی صبرانه منتظر قسمت های بعدی هستم… اینکه متن عربی را مقابل جملات گزاشته بودی کار جالبی بود
    نزار محبوبم اگر زنده بود به شما افتخار می کرد

نظر شما چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s